احمد مجد الاسلام كرمانى

88

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

كريم را نعل كند يعنى حاجى ملك از مال سعد الدوله كه خيلى عزيز و محترمش ميشمرد بالاخره مبلغى زد و برد . سعد الدوله شكار حاج ملك توضيح آنكه بعد از خروج سعد الدوله از تحصن در سفارت هلند و آمدن او به تجريش در باغ ساعديه و بودن بنده در تجريش كه اغلب با او ملاقات ميكردم يك شب در سر ميز شام مذاكره از حالات حاجى ملك در ميان آمد و هريك از حاضرين شرحى نقل كردند كه از فلان آدم چه‌قدر گرفت و از فلان وزير چگونه مداخل كرد بنده خواستم تمجيدى از سعد الدوله كرده باشم لهذا گفتم : « حقيقتا جا دارد كه بر استقامت جنابعالى آفرين بگوئيم كه با آنهمه سختى و عروض آنهمه صدمه و بدبختى عاقبت خوددارى كرديد و چيزى به او نداديد » سعد الدوله چون چندان معتاد بدورغ گفتن نيست و حاضرين هم تمام از اجزاى شخصى او بودند بىملاحظه آهى كشيد و گفت افسوس كه ظن شما بخطا رفت و منهم عاقبت شكار حاجى ملك شدم بنده اول خيال كردم مضمون ميگويد شوخى مىكند چرا كه هرگز تصور نميكردم سعد الدوله به كسى پول بدهد و مدتها با او حشر داشتم و حالات او را كماهو حقه مىدانستم كه جان دادن در نزد او آسان‌تر از پول دادن و كدام دليلى از اين بالاتر كه خود من مكرر در سفارت هلند و غيره با او ملاقات كردم و از راه خيرخواهى به او گفتم مصلحت شما در اين است كه وجهى به بعضى محررين جرايد و ناطقين بدهيد كه اينقدر از شما دنبال نكنند و جوابى غير از كلمه محال است از او نشنيدم لهذا با نهايت ميل در انتظار تفضيل بودم جواب داد : مبلغى از طرف انجمن شاه‌آباد از ميرزا محمود خان باسم تفنگ خواسته و با نهايت سختى مقدارى از آن مبلغ را كه بدوا خواسته بودند از او گرفتند و آن